تبليغاتX
پرسش و پاسخی از اسلام








.: سلام به شما دوست عزیز :.

.: برای برداشته شدن پرده سیاه و مشاهده وبلاگ روی عكس زير کلیک كنيد (باثبت آن در اين سايت مي توانيد ماهانه بيش از يك مليون بازديد در وبلاگ يا وب سايت خو داشته باشيد کنید :.


پرسش و پاسخی از اسلام

ولادت و پرورش پيغمبر(ص)

 

ولادت و پرورش پيغمبر(ص)

پيغمبر اسلام حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله) بنا برمشهور و بر اساس بيشتر احاديث‏ در روز 12 ربيع الاول «عام الفيل‏» يعنى سالى كه قوم فيل براى تخريب خانه كعبه‏و اشغال مكه به حجاز آمدند، مطابق 571 ميلادى در شهر مقدس مكه معظمه متولد گرديد. اكثر علماى عامه ولادت پيغمبر را در دوازده ربيع الاول دانسته‏اند. از ميان دانشمندان ما شيخ كلينى در گذشته سال 329 ه و جمعى ديگر نيز ولادت حضرت را روز جمعه دوازده ربيع الاول مى‏دانند.

پدرش عبدالله از كوچكترين پسران عبدالمطلب بود، پيغمبر بنابر مشهور دو ماه بعد از رحلت پدر متولد شد، به همين جهت او تحت‏سرپرستى جدش عبدالمطلب قرار گرفت، و عبدالمطلب طبق رسوم بزرگان قريش او را به زنى صحرانشين به نام «حليمه‏» كه از نجابت و لياقت‏خاصى برخوردار بود سپرد، تا به وى شير داده و در آغوش صحرا و فضاى باز و محيط آزاد پرورش دهد، و از بيمارى و احيانا وباى شهر مكه در امان باشد.

بدين گونه محمد (صلى الله عليه و آله) در صحرا و ميان قبيله «بنى اسد» كه حليمه نيز از آنها بود پرورش يافت. هر چند گاه حليمه او را به مكه مى‏آورد و باز به صحرا برمى‏گردانيد، و چون به سن پنج‏سالگى رسيد او را به مكه برگردانيد و تحويل جدش عبدالمطلب داد، و از وى پاداش نيكو يافت.

«آمنه‏» مادر جوانش در جد چهارم (كلاب بن مره) با عبدالله همسر خود شريك بود. برادران و كسان او در شهر مدينه مى‏زيستند، ولى پدر «آمنه‏» با خانواده‏اش مدتى بود كه در مكه اقامت داشتند.

در همان سال كه حليمه محمد (صلى الله عليه و آله) را به مكه باز گردانيد، آمنه براى ديدار كسانش و زيارت تربت‏شوهر فقيدش همراه طفل پنج‏ساله خود راهى يثرب «شهر مدينه» شد. اقامت آنها درمدينه يك ماه طول كشيد. هنگام بازگشت در ميان راه مادر پيغمبر نيز وفات يافت و در نقطه‏اى به نام «ابوا» در نزديكى مكه مدفون گشت.

پيغمبر چهار سال بعد تحت كفالت جدش عبدالمطلب بسر برد و چون درنه سالگى او عبدالمطلب نيز زندگانى را وداع گفت، طبق وصيت عبدالمطلب، به خانه عمويش ابوطالب آمد و عمو و همسر او فاطمه دختر اسد بن هاشم با آغوش باز سرپرستى محمد بن عبدالله را كه برادرزاده ابوطالب و عموزاده همسرش بود و هر سه داراى يك خون بودند، به عهده گرفتند. اهميت پرستارى صميمانه اين عمو و زن عمو از «محمد» تا آنجا بود كه وقتى ابوطالب در سال دهم بعثت وفات يافت پيغمبر دنبال جنازه او مى‏گريست و مى‏گفت: عمو بعد از تو من بكجا بروم؟ و چون فاطمه دختر اسد در مدينه رحلت كرد، پيغمبر فرمود: امروز مادرم وفات كرد!

علامه مجلسى مى‏نويسد: علما اتفاق نظر دارند كه ابوطالب و آمنه دختر وهب و عبدالله بن عبدالمطلب، و نياكان پيغمبر تا آدم (عليه السلام) همگى با ايمان و خداپرست بودند.»

+ نوشته شده در  جمعه 1388/09/27ساعت 8:21 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

زنده شدن بعد از مرگ در دنيا

 

زنده شدن بعد از مرگ در دنيا

راجع به زنده شدن بعد از مرگ, البته نه از لحاظ بُعد معنوي, بلكه بحث پيرامون انسانهايي است كه به ناگاه فوت مي كنند و سپس در قبر يا بيرون آن زنده مي شوند.

مجرمي در آمريكا به مرگ با صندلي الكتريكي محكوم شد. بعد از اجراي حكم, وي را براي صدور گواهي فوت به پزشكي قانوني بردند. بعد از يك ساعت وي در پزشكي قانوني به هوش آمد. البته اين بد بخت را گرفتند و دوباره گذاشتن روي صندلي الكتريكي و اين دفعه حكم را درست اجرا كردند.

موارد ديگري از اين قبيل در اعدام ديده شده است.

مثلاّ:- فردي را دار زدند.بعد از چند ساعت از درون تابوتش بلند شد و تقاضاي آب كرد. البته بايد گفت كه اين بار اين را بخشيدند. مطلب ديگري در مورد فرد اعدامي بشنويد كه البته زياد ربطي به اين موضوع ندارد.فردي بنام اسميت به جرم قتل روي چوبه دار بود كه ناگهان پيكي رسيد و خبر از لغو حكم اعدام او داد. هنوز اورا پايين نياوردند كه پيك بعدي رسيد و گفت: حكم قبلي اشتباه بوده و وي بايد اعدام شود. اما مردم به سمت وي هجوم بردند و تقاضاي بخشش وي را كردند. او نيز بخشيده شد و تا آخر عمر به لقب اسميت نيمه اعدامي معروف گشت. در چندين سال بعد يكي از همشهريانش در بستر مرگ به قتل اعتراف كرد و معلوم شد كه اسميت (نيمه اعدامي) واقعاّ بي گناه بوده است.

خوب حالا مي رويم سر بحث اصلي:

در مورد آن فردي كه در روي صندلي الكتريكي قرار گرفت, ميتوان گفت كه او بر اثر يك شوك الكتريكي قلبش به طور موقتي از كار افتاده و بعد با ضربان كم, شروع به فعاليت كرده و بعدا در سرد خانه به هوش آمده است. البته اين نكته را بايد در نظر گرفت كه اگر بيشتر از 5 دقيقه به مغز خون نرسد فرد ميميرد. البته همه شانس اين فرد را ندارند. يعني در داخل قبر به هوش ميآيند و مي بيننده كه داخل قبرند. مواردي ازين قبيل زياد اتفاق افتاده. مثلا در نبش قبرهاييكه به منظور اثبات بعضي حقايق جنايي كه در مورد مرگ فرد انجام مي گرفته, ديده اند كه جسد غير از وضعيت معمولي كه داخل تابوت داشته قرار گرفته است. اين بيان مي كند كه ممكن است جسد بعد از مرگ داخل قبر به هوش آمده باشد. در گذشته كه علم پزشكي اين قدر پيشرفته نبود و نمي توانست كه مرگ را از حالت كُما تشخيص دهند, اين امر بيشتر اتفاق مي افتاد. در يك مجله معتبر پزشكي نوشته شده بود كه در ايالات متحده مادري بر اثر كاهش قند خون به حالت شوك ديابتي ميرود. درين خالت ضربان قلب به شدت كم شده و نبض ضعيف مي شود. بچه هاي وي به اورژانس زنگ مي زنند, زمانيكه اورژانس به محل مي رسد از روي اشتباه فرد را مرده تشخيص مي دهند و تقاضاي پزشك قانوني مي كند. پزشك قانوني بعد از رسيدن به محل بلافاصله با بررسي دقيق جسد (البته زنده بوده) پي مي برد كه طرف زنده است و با عمليات اورژانسي زن را احيا ميكنند. اكثرا اين افراد در داخل تابوت اين وضعيت را داشته اند, يا سكته ناقص كرده و يا هزار و يك دليل نا شناخته ديگر...

جالب اين جاست كه در كالبد شكافي جسد هاي سالم مانده مشخص شد كه اين افراد بر اثر كاهش اكسيژن در داخل تابوت نمرده اند, بلكه همه از حكله قلبي فوت كردند. بيدار شدن در آن فضا و ديدن خود در زير حداقل يك خروار خاك, چه وضعيتي به انسان رخ مي دهد؟!!

بهتر است براي حسن ختام بگوييم كه منشاء اين تحقيقات از يك جلسه احضار ارواح شروع شد كه در آن روح دختركي به بدن مديون حلول كرد و عنوان داشت كه او چند روز پيش ظاهراّ مرده است. ولي بعد از دفن در داخل قبر زنده شده است. او از حُضار داخل جلسه درخواست كرد كه به قبر او رفته و آن را نبش كنند. بعد از انجام اين عمل ديدند, جسد دخترك در همان حالت جمع شده قرار گرفته و قيافه بسيار هراس انگيزي دارد. بعد از بررسي, پزشك قانوني مرگ را بر اثر سكته قلبي تاييد كرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/26ساعت 8:12 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

نماز توبه

 

نماز توبه

از انس بن مالك روايت است كه رسول الله روز يكشنبه ماه ذي القعده, خطاب به مردم فرمود:

اي مردم! كدام يك از شما خواهد كه توبه كند؟

مردم گفتند: همه خواهيم توبه كنيم اي رسول خدا (ص)!

 آنحضرت (ص) فرمودند: غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز به جاي آوريد و در هر ركعت, سوره حمد را يك مرتبه و قل هو الله  را سه مرتبه و معوذتين را يك مرتبه تلاوت كنيد! سپس هفتاد مرتبه استغفرالله بگوييد و با (لاحول و لاقوۀ الا باالله العلي العظيم) آنرا به پايان بريد. آن گاه بگوييد: (يا عزيز يا غفار اغفرلي ذنوبي و ذنوب جميع المومنين و المومنات فانه لا يغفر الذنوب الا انت.)

سپس فرمود: هر كس از امت من چنين كند, از آسمان ندا آيد كه عملت را دوباره از سر گير! كه خدا توبه ات را پذيرفته و گناهانت را بخشيده است. و مَلَكي زير عرش ندا سر دهد كه: اي بنده! بر تو و خاندان ذريه ات بركت باد! مَلَك ديگري ندا دهد: اي بنده! دشمنانت را روز قيامت راضي خواهي كرد! منادي ديگر گويد: اي بنده مومن! خواهي مُرد و دينت از تو سلب نخواهد شد و قبرت وسيع شود و منور گردد.

مَلَك ديگر ندا سر دهد كه: پدر و مادرت از تو راضي شوند; گرچه از تو در غضب باشند.آنان و ذريه ات بخشيده شوند و تو در دنيا و آخرت در فراخي و گشايش روزي خواهي بود.

جبرييل ندا كند: من همراه ملك الموت شوم, تا با تو مدارا كند و مرگ تو را آزار ندهد و روح از بدنت به سلامت بيرون آيد.

مردم گفتند: اي رسول خدا (ص) اگر كسي غير از ماه ذي القعده اين عبادت را انجام دهد چگونه است؟

فرمود تفاوتي نكند و همان طور خواهد شد كه بيان نمودم, اين كلمات را جبرييل در معراج به من آموخته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

نماز توبه

 

نماز توبه

از انس بن مالك روايت است كه رسول الله روز يكشنبه ماه ذي القعده, خطاب به مردم فرمود:

اي مردم! كدام يك از شما خواهد كه توبه كند؟

مردم گفتند: همه خواهيم توبه كنيم اي رسول خدا (ص)!

 آنحضرت (ص) فرمودند: غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز به جاي آوريد و در هر ركعت, سوره حمد را يك مرتبه و قل هو الله  را سه مرتبه و معوذتين را يك مرتبه تلاوت كنيد! سپس هفتاد مرتبه استغفرالله بگوييد و با (لاحول و لاقوۀ الا باالله العلي العظيم) آنرا به پايان بريد. آن گاه بگوييد: (يا عزيز يا غفار اغفرلي ذنوبي و ذنوب جميع المومنين و المومنات فانه لا يغفر الذنوب الا انت.)

سپس فرمود: هر كس از امت من چنين كند, از آسمان ندا آيد كه عملت را دوباره از سر گير! كه خدا توبه ات را پذيرفته و گناهانت را بخشيده است. و مَلَكي زير عرش ندا سر دهد كه: اي بنده! بر تو و خاندان ذريه ات بركت باد! مَلَك ديگري ندا دهد: اي بنده! دشمنانت را روز قيامت راضي خواهي كرد! منادي ديگر گويد: اي بنده مومن! خواهي مُرد و دينت از تو سلب نخواهد شد و قبرت وسيع شود و منور گردد.

مَلَك ديگر ندا سر دهد كه: پدر و مادرت از تو راضي شوند; گرچه از تو در غضب باشند.آنان و ذريه ات بخشيده شوند و تو در دنيا و آخرت در فراخي و گشايش روزي خواهي بود.

جبرييل ندا كند: من همراه ملك الموت شوم, تا با تو مدارا كند و مرگ تو را آزار ندهد و روح از بدنت به سلامت بيرون آيد.

مردم گفتند: اي رسول خدا (ص) اگر كسي غير از ماه ذي القعده اين عبادت را انجام دهد چگونه است؟

فرمود تفاوتي نكند و همان طور خواهد شد كه بيان نمودم, اين كلمات را جبرييل در معراج به من آموخته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/09/25ساعت 8:35 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

دیدن خداوند (ج)

  

دیدن خدواند (ج)

حبري (عالم يهودي) خدمت امير مومنان رسيد و پرسيد:

اي امير مومنان! آيا هنگام عبادت پروردگارت را ديدي؟

حضرت فرمود واي بر تو! چشمان با مشاهده ديدگان او را نمي بيند; ولي قلبها با حقايق ايمان او را مي بيند.

امير مومنان در مسجد كوفه بالاي منبرخطبه مي خواند, مردي برخاست كه به او ذعلب مي گفتند, داراي زبان بليغ در خطبه و قلبي شجاع بود. گفت: آيا پروردگارت را ديده اي؟

حضرت فرمود واي بر تو ذعلب! چشمان با مشاهده ديدگان او را نمي بيند; ولي قلبها با حقايق ايمان او را مي بيند.

واي بر تو اي ذعلب!خداي من چنان لطيف است, كه لطفش به وصف در نمي آيد و چنان عظيم است,كه با عظمت وصف نمي گردد و چنان بزرگ و كبرياست,كه با بزرگي وصف نمي شود. در جلالت چنان عظيم است,كه  با غلظت وصف نمي شود. قبل از هر چيز است و نمي شود گفت: پيش از چيزي است, بعد از هر چيز است و نمي شود به او بعد گفت. اشيا را خواسته اما نه با همت. درك كرده است اما نه با خدعه. در همه اشياست,اما با آنها مخلوط نيست, و از آنها هم جدا نيست.ظاهر است نه به شكل مباشرت. متجلي است نه با ديدن. دور است نه با مسافت. قريب است نه با نزديك شدن. لطيف است نه با جسم داشتن. موجود است نه بعد از عدم. فاعل است نه با اظطرار. صاحب تقدير است نه با حركت. زياد مي شود نه با اضافه. شنواست نه با گوش. بيناست نه با چشم. اماكن حاوي او نمي شوند و اوقات او را شامل نمي گردند. صفات ,او را محدود نمي كنند و خواب او را نمي گيرد. هستي او از اوقات سبقت جسته. وجودش از عدم و ازلش از ابتدا پيشي گرفته. با تجهير جواهر, فهميده مي شود كه جوهر ندارد و با ضد قرار دادن ميان اشيا فهميده مي شود كه او ضد ندارد و با خلق تقارن, ميان اشيا, فهميده مي شود كه او قرين ندارد.نور را ضد ظلمت قرار داده است و خشكي را ضد تري و زبري را ضد نرمي و سردي را ضد گرمي و متباينها را با هم جمع كرده و ميان چيز هاي نزديك دوري افكنده است كه با تفريق بر مفرق و با تاليف بر مولف دلالت مي كند. و اين سخن خداي متعال است: و من كل شئ و خلقنا زوجين لعلكم تذكرون (20).

ميان قبل و بعد فاصله انداخت تا معلوم شود كه او قبل و بعدي ندارد و موجودات با غرايزشان گواهند كه آفريننده غريزه آنها, غريزه ندارد و با موقت بودنشان اعلام مي كند كه براي قرار دهنده وقت آنها وقتي نيست. ميان موجودات حجاب و مانع قرار داده تا معلوم شود ميان او خلقش حجابي نيست. پروردگار است, بدون اينكه خود پروردگاري داشته باشد و اله است, بدون اينكه خود الهي داشته باشد. عالم است بدون اينكه معلوم باشد. سميع است بدون اينكه مسموع باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/09/24ساعت 8:23 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

سوره مایده با ترجمه فارسی

 

این هم دانلود رایگان سوره مایده با ترجمه فارسی

لطفا بر روی لینک دانلود در پایین کلیک کنید.

دانلود با حجم ۳۷ کیلو بایت

کلمه عبور:- www.parsiquran.blogfa.com

لطفا به کوچکی و بزرگی حروف توجه فرمایید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/23ساعت 9:35 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

حجابهای ده گانه میان بنده و پروردگار

 

حجابهای ده گانه میان بنده و پروردگار

حجاب اول:  جهل نسبت به پروردگار : یعنی اینکه بنده، خداوند خود را به درستی نشناسد یا اینکه درک اشتباهی از او در ذهن داشته باشد. بدیهی است هرچه الله را بیشتر بشناسی، او را بیشتر دوست خواهی داشت ضخیم‏ ترین حجاب میان بنده و پروردگار همین عدم شناخت نسبت به خداوند است، و انسان، دشمن آن چیزی است که نمی‏شناسد. کسانی که خداوند را نمی‏شناسند معصیت او را می‏کنند. و کسانی که پروردگار را نمی‏شناسند به جای او شیطان را پرستش می‏کنند.به همین دلیل خداوند قبل از هر چیز مومنان را به علم و شناخت نسبت به خود دعوت کرده است دوای این جهل این است که الله را آنگونه که شایسته است بشناسی. آنگاه که او را شناختی خواهی توانست حقیقت توبه را به دست آوری.حضرت شعیب عليه السلام خطاب به قومش چنین فرمود:از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد. پروردگار من مهربان و دوستدار است. (هود90)

حجاب دوم: بدعت: هرآنکه در دین خداوند نوآوری می‏کند با این بدعت و نوآوری، میان خود و الله پرده و حجابی به وجود می‏آورد. این حجاب تا وقتی که شخص، دست از بدعت خود بکشد همچنان وجود خواهد داشت.پیامبر ما صلی الله علیه وآله وسلم می‏فرماید:هر که در این امر ما (یعنی دین) آنچه را که از آن نیست نو پدید آورد، این کار او مردود است» متفق علیه»
هر کار نیک دو شرط دارد:

اول: اخلاص. یعنی اینکه آن کار صرفا بدون هیچ شریکی برای خداوند باشد.

دوم: متابعت و پیروی: یعنی اینکه کار نیک بر اساس روش رسول الله صلی الله علیه وسلم باشد.

مبتدع (یعنی شخص نوآور در دین) خداوند را بر اساس دلخواه خود عبادت نموده نه بر اساسی که خداوند خواسته است، و هوای نفس و دلخواه انسان حجابی است بین بنده و پروردگار. باید دانست که شخص اهل بدعت، بدتر از شخص گناهکار است زیرا شخص گناهکار خود را مقصر می‏داند اما شخص اهل بدعت کار خود را خوب دانسته و چه بسا به شدت از آن دفاع کرده و آن را عامل نزدیکی به خداوند می‏داند!
حجاب سوم: گناهان کبیره‏ی دروني: كه این گناهان، بسیار هستند؛ به مانند تکبر و فخر فروشی و غرور. گناهان کبیره‏ی درونی و پنهان بدتر از گناهان ظاهری‏اند. یعنی بدتر از زنا و نوشیدن خمر و دزدی، زیرا در صورتی که این گونه گناهان پنهان در قلب انسان بنشیند، تبدیل به حجاب و مانعی می‏شود میان بنده و پروردگار.راه رسیدن به خداوند توسط قلب طی می‏شود ونه بوسیله‏ی پاها و این گناهان بزرگ قلبی، به مانند راهزنان مسيرخداشناسي وثقوي اند.

حجاب چهارم: گناهان کبیره ی آشکار: به مانند دزدی و نوشیدن خمر و دیگر گناهان بزرگ ظاهري برادر و خواهرم... اینجا توجه به این نکته ضروری است که هیچ‏ گناه صغیره‏ای با پافشاری بر آن دیگر گناه صغیره نیست بلکه تبدیل به گناه کبیره می‏شود. از سوی دیگر هیچ گناه کبیره‏ای با توبه و بازگشت دیگر گناه کبیره نیست. بطور کلی هر گناه صغیره‏ای با چند عامل آتی تبدیل به گناه کبیره می‏شود.

1- پافشاری و ادامه دادن گناه: مثلا اگر شخصی عادت به نگاه کردن به زنان و دختران بیگانه داشته باشد. با وجود آنکه چشم چرانی یا همان «زنای چشم» از زنای کامل کوچکتر است اما در صورت ادامه یافتن، این گناه تبدیل به گناه کبیره خواهد شد.
2- کوچک شمردن گناه : مثلا اگر به برخی از معتادان بگویی: از خدا بترس، دخانیات بخاطر ضرر و زیانی که دارد بعضی مکروه تحریمه وبرخی حرام است... او در پاسخ خواهد گفت: این گناه بزرگی نیست، خدا مهربان است!!

3- خوشحال شدن از انجام گناه: گاه بعضی از اشخاص گناهکار را می‏بینی که از انجام گناه شادند یا اینکه تظاهر به خوشحالی می‏کنند. باید در نظر داشت که شاد شدن از انجام گناه از خود گناه نیز بزرگتر است. زيرا الله تبارك وتعالي مي فرمايد: كسانى كه دوست دارند كه کارهای زشت در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع یابد، براى آنان در دنيا و آخرت عذابى دردناک خواهد بود) نور: 19(
4- سهل انگاری نسبت به پوشانده شدن گناه توسط خداوند: عبدالله بن عباس رضی الله عنهما می‏گوید: «ای گناهکار! از عاقبت بد گناه ایمن مباش که با انجام گناه، بدتر از گناه به همراه آن خواهد آمد... شرم نداشتن از فرشتگانی که بر سمت راست و چپ تو هستند از خود گناه بزرگتر است... این که می‏خندی و نمی‏دانی قرار است خداوند با تو چه رفتاری داشته باشد از خود گناه بزرگتر است... و خوشحال شدن از انجام گناه از خود گناه بزرگتر است... اینکه وقتی باد پرده‏ی دروازه خانه‏ات را حرکت می‏دهد دچار ترس می‏شوی اما از اینکه خداوند تو را در حال گناه می‏بیند کمی قلبت به لرزه نمی‏آید از خود گناه بزرگتر است».
5- مجاهره: مجاهره یعنی این که شخص گناهی را شبانه انجام دهد و خداوند او را بپوشاند اما خود او پرده‏ی الهی را دریده و روز بعد گناه خود را برای دیگران بازگو نماید.

 6- اگر شخص انجام دهنده‏ی گناه صغیره، الگوی مردم باشد: تصور کن اگر کسی که بزرک وپیشوایی مردم باشد دست به گناهی کوچک بزند و به سبب الگو بودنش این کار در میان زیر دستانش نیز رواج یابد.یا در میان یک خانواده ی سرشناس پوشش غیر اسلامی عادی شود و سپس این عادت به دیگر مردم سرایت کند. رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرمایند«: هر که در اسلام سنت و راه و روش بدی بیاورد گناه خودش و گناه کسانی که آن کار را پس از او انجام دهند بر گردنش خواهد بود بدون آنکه از گناه دیگران چیزی کم شود .به روایت مسلم

حجاب پنجم: گناهان صغیره: گناهان صغیره به مرور بزرگ می‏شوند. چه بسا گناهان کوچکی که صاحب خود را تدریجا به عاقبت بد

 کشانده‏اند. انسان مومن گناه خود را بزرگ می‏بیند زیرا او خداوند را مراقب خود می‏بیند. مومن همانگونه که گناهان را ـ هرچند خورد ـ

 ناچیز نمی‏شمارد، همانطور نیز کار خیر را هرچند کوچک به نظر برسد، ناچیز به حساب نمی‏آورد.

حجاب ششم: شرک: این از بزرگترین و ضخیم‏ترین پرده‏هایی است که میان بنده و پروردگار حایل می‏شود. راه برداشتن این حجاب خالص گرداندن توحید است. معنای واقعی شرک همان تعلق قلب به غیر الله است. چه این تعلق در عبادت باشد و چه در محبت و یا در معانی قلبی و یا در اعمال ظاهری. هیچ چیز نزد خداوند بدتر از شرک و مشرکان نیست.

شرک انواعی دارد که از خطرناک ترین آنها شرک پنهان است. خداوند می‏فرماید:

و [ياد كن] روزى را كه همه آنان را محشور مى‏كنيم آنگاه به كسانى كه شرک آورده‏اند مى‏گوييم كجايند شريكان شما كه [آنان را شريک الله] می دانستید؟  آنگاه عذرشان جز اين نيست كه مى‏گويند به الله پروردگارمان سوگند كه ما مشرک نبوديم ببين چگونه به خود دروغ مى‏گويند و وگم گشتازایشان آنچه افترا می کردند.(.سوره انعام: 22- 24)

برادر و خواهرم. همیشه سعی در خالص نگه داشتن توحید خویش داشته باش و از خداوند سلامت از شرک را بخواه و به او پناه ببر و بگو:   { اللهم إني أعوذ بك أن أشرك بك شيئاً أعلمه وأستغفرك لما لا أعلمه } (خدایا من به تو پناه می‏برم از اینکه نسبت به تو شرکی بياورم که می‏دانم و از تو در مورد آنچه نمی‏دانم مغفرت می‏خواهم).

حجاب هفتم: زیاده روی در کارهای مباح: شاید شکم انسان حجابی شود بین او و پروردگارش. خوردن حلال است، نوشیدن نیز حلال است. اما پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: فرزند آدم هیچ ظرفی را پر نکرد که بدتر از شکم باشد»   به روایت ترمذی » هنگامی که شکم پر شود اندیشه به خواب می‏رود و اعضای بدن از فعالیت باز می‏ایستند و انسان دچار تنبلی می‏شود   .شاید لباس و رسیدن بیش از اندازه به ظاهر، حجابی شود بین بنده و خداوند. پیامبر خدا می ‏فرمایند: «نابود و بیچاره باد بنده‏ی درهم و بنده‏ی لباس زیبا(به روایت بخاری )خواب بیش از حد یا تعلق بیش از اندازه به تفریح و سرگرمی و اینگونه کارهای حلال یا مباح، ممکن است به تدریج میان بنده و خداوند فاصله ایجاد کند.

حجاب هشتم: غفلت نسبت به خداوند: غفلت هنگامی در قلب رسوخ می‏یابد که قلب از محبوب خود (سبحانه و تعالی) دور شده و در پی هوا و هوس راه گرفته و شیطان را به دوستی بگیرد. خداند می‏فرماید اطاعت مكن :از آن كس كه قلبش را از ياد خود غافل ساخته‏ايم و از هوس خود پيروى كرده و كارش بر زياده‏روى است( کهف: 28)

تا این سه نور بر قلب انسان نتابد حجاب غفلت از آن کنار نخواهد رفت:

1- نور ملاحظه‏ی نعمت‏های پنهان و آشکار خداوند تا آنکه محبت خداوند متعال در قلب جای گیرد.

2- نور نگاه در اشتباهات نفس. این باعث می شود انسان به خطر نفس اماره پی برده و با شناخت کاستی‏های آن، عظمت و کمال پروردگار را درک نماید.

3- نور مراقبت گذر روزها و از دست رفتن فرصت. تا آنکه انسان با درک کم بودن فرصت و ارزش وقت و عمر، تمام تلاش خود را برای استفاده از این تنها فرصت باقی مانده به کار گیرد.

این نورهای سه گانه سبب بیدار ماندن همیشگی قلب شده و باعث می‏شود بنده همچنان در طاعت پروردگار تلاش نماید تا آنکه نور خداوند بر قلب وی تابیدن گرفته و حجاب غفلت به طور کامل از آن برچیده شود.

حجاب نهم: عادت‏ها و سنت‏ها و عرف‏های اشتباه: برخی از انسان ها اسیر عادت‏های بد خود و یا سنت های اشتباه و عرف های غلط جامعه‏ی خویش‏اند. بسیاری را می‏بینی که از روی عادت سیگار می‏کشند و اسیر این عادتند. برای همین است که اولین راه رسیدن به خداوند کنار نهادن عادت‏هاست. انسان‏ها بنده‏ی عادت های خوداند و برای آنکه بنده‏ی خالص خداوند گردند باید از بندگی هر چیز دیگری رهایی یابد. (منظور وقتی است که عادت بر شریعت خداوند برتری یابد و آن را زیر پا نهد).

حجاب دهم: حجاب انسان های تلاشگری که از هدف حقیقی غافل می‏مانند: این حجابی است که معمولا انسان های پایبند به دین دچار آن می‏شوند. پیش می‏آید که شخصی در راه خداوند تلاش می‏کند و این عمل خود را بزرگ می‏بیند و خود این باعث ایجاد حجابی میان او و پروردگار می‏شود.بر بنده لازم است که هیچ‏گاه به عمل خود دلخوش نشود و همیشه میان دل‏خوشی به منت پروردگار، و مشاهده‏ی نقص وکوتاهی عمل خود بماند. رضایت بنده از کار و عملش نشانه‏ی «از خود راضی بودن» او و جهلش نسبت به حقیقت بندگی است. این «رضایت از خود» آفات بسیار بزرگ دیگری چون تکبر را در پی دارد.

باید این را دانست که هر چه خداوند در قلب انسان بزرگتر باشد، نفس انسان در قلبش کوچکتر می‏شود و می‏داند که همه‏ی کارهایی که در راه خداوند انجام می‏دهد در برابر عظمت و شکوه و نعمت‏های بزرگ خداوند هیچ است.

این‏ها ده پرده و حجابی هستند که میان بنده و پروردگار جدایی می‏اندازند. باید با صداقت به درون خویش نظر انداخته و ببینم چند حجاب میان ما و او فاصله انداخته و راه از بین بردن این پرده‏ها چیست.

 

از پروردگار اخلاص در گفتار و کردار و قبول اعمال را می‏خواهیم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/09/23ساعت 9:22 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

احكام قرباني

 

فضیلت قرباني

أضحیه یا قربانی عبارت ازذبح گوسفند ، گاو ویا شتر برای رضای الله جل جلاله در ایام عید قربان می باشد. ودر سال دوم هجرت مانند زکات ، روزه و نماز عیدین مشروع گردید ه است . زیرا الله جل جلاله در آیه دوم سوره کوثر می فرماید: {پس برای پروردگارت نماز بخوان وقربانی نما}. ورسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم در حدیثی که امام ترمذی وابن ماجه به روایت سیدتنا عایشه صدیقه رضی الله عنها نقل می نماید ، می فرمایند :{ در روز عید قربان هیچ عمل فرزند آدم نزد الله جل جلاله محبوب تر از ریختاندن خون قربانی نیست ، بدرستیکه آن حیوان ذبح شده در روز قیامت – برای ازدیاد وزن اعمال قربانی کننده – با شاخها ، مویهاوسمها خود می آید ، وخون ریخاتانده شده آن قبل از رسیدن به زمین مورد قبول الله جل جلاله قرارمی گیرد،پس خود را با قربانی نمودن خوشحال گردانید .}امام بخاری وامام مسلم رحمهما الله به روایت حضرت انس رضی الله نقل می نمایند که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم {دو رأس قوچ سیاه وسفید وشاخ دار را ، به دست مبا رک  ذبح نمودند- ودر وقت ذبح – بسم الله الله اکبر گفته وپای مبارک خودرا بربالای روی گوسفند نهاده بودند}.ودر حد یثی که ابن ماجه واحمد از ابوهریره رضی الله عنه روایت کرده اند. رسول کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند: {کسی که استطاعت به قربانی دارد وقربانی نمی نماید به عیدگاه ما نزدیک نگردد }. وحکمت در قربانی شکر گزاری به نعمات مختلف الهی، اقتدا به سید نا ابراهیم خلیل علیه السلام ،شکر بقای زندگی ، گفاره گناهان، کمک به فقراء و مساکین ، صله رحم ، وآمادگی برمهمانی  دادن های ایام عید و توسع به اعضای فامیل است . ومستحب است کسیکه اراده قربانی را دارد از اول ماه ذی الحجه موی وناخن خود را نگرفته تااینکه قربانی خود را ذبح نماید. وروزعیدقربان نیز تابعد ازنماز عید چیزی را نخورده وازگوشت قربانی خود بخورد .

 حکم قربانی : برای شخص مقیم و مستطیع (مالک نصابی از نصاب های  زکات در صبح عید)در سال یک مر تبه واجب است.

شروط مکلف به قربانی :  مسلمان، آزاد ، بالغ ، عاقل ، مقیم و استطاعت( مالک نصاب زکات در صبح عید) می باشد.

نوع  و سن حیوان :گوسفند، گاو وشتر که گوسفند شامل هر دوجنس میشینه وبزینه وگاو شامل گاو میش را نیزمیشود . وگوسفند سن یک سال ، گاو دوسال و شتر پنج سال راباید تمام کرده باشد. مگر بره ای که سن شش ماه را تمام نموده ، که در بین گوسفندان یکساله( شیشکها) رها باشد از آنها فرق نشود، رواست. گوسفند فقط برای یک نفر ودرگاو وشتر ازیک تا هفت نفر می توانند باهم شریک شوند وقربانی نمایند بشرطیکه نیت همه شرکاء رضای الله  وقربانی باشد. واز هفت نفر بیشتر روا نبوده وقربانی صحت پیدا نمی کند.

ا و صاف ا ضحیه: از عیوب آشکارای ما نند کوری ، لنگی، مریضی وقطع اعضای بدن مانند گوش ، شاخ ، دم ، دمبه وقطع مایه و... ولاغری که سبب پوکی استخوان گردیده باشد ، باید پاک باشد و هر چه سالمتر و چاق تر باشد ثواب بیشتری دارد. وقربانی حیوان که عیب  جزیی داردکه مانع قربانی هم نمی گردد ، خالی از کراهیت نیست.

 زمان قربانی : درروز اول عید بعد ازادای نماز عیدقربان ، روزدوم ، روز سوم تاقبل از غروب خورشید وشبهای دوم وسوم عید می باشد . البته در شب خالی ازکراهیت نیست زیرا فقرا اطلا ع نخواهند یافت.

افضلیت: اگر قیمت گوسفند وسهمیه از شتر ویاگاو از نظر قیمت باهم مساوی باشد ، آنکه گوشت آن  بهتر، افضل و در غیر این صورت هر آنچه گوشت آن بیشتر شود بر تری دارد.

ذ بح : مستحب است که قربانی کننده اگر سر بریدن را می داند خودش اضحیه خود را ذبح نماید ودرغیر آن وکیل انتخاب نماید .

توزیع گوشت : مستحب است که سه قسمت شده بخشی برای خود وسهمی صدقه برای فقراء وقسمتی هم با دوستان صرف شود.

پست قربا نی : در صورت که پوست نمودن، به قیمت آن وسیله خیریه تهیه شود . وبهترین کار، آماده نمودن کتاب و وسایل پخش ونشر دعوت اسلامی د ربخش های فرهنگی ومراکز دینی مثل مساجد خواهد بود تا همه مؤمنین ازآن بهره مند شوند .که بخش دعوت وارشاد مسجد جامع اویس قرنی افتخار این خدمت را داشته وآمادگی خدمتگزاری نیز هست.

مزد : ازگوشت ویاپوست قربانی به عنوان مزد به قصاب داده نشود.

د عای و قت ذ بح: إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ ٱلسَّمَاوَاتِ وَٱلأَرْضَ حَنِيفاً وَمَآ أَنَاْ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ  ،إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ ٱلْعَالَمِينَ  لاَ شَرِيكَ لَهُ وَبِذٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ ٱلْمُسْلِمِينَ ،  اللهم  منک والیک،  رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ واغفرلنا انک انت الغفورالرحیم. بسم الله الله اکبر  وبعدا ذبح نماید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

فضايل دهه ذی الحجه

 

فضايل دهه ذی الحجه

      الله جل جلا له  درآيه دوم سوره مبارکه فجر  به ليال عشر( شب هاي ده گانه) قسم ياد ميکند. وحضرت ابن عباس وابن زبیر ومجاهد  رضی الله عنهم   که از اصحاب بزرگوار رسول الله صلی الله علیه وسلم اند  می فرمايند که مراد از( ليال عشر) دهه ذی الحجه است. وحضرت ابن عباس – رضي الله عنهما – به روايت امام بخاري از حضرت نبی کريم صلى الله عليه وسلم حدیثی روايت می نمايد که فرمودند : انجام عمل صالح درهيچ روزي باندازه اين ايام يعني دهه ذي الحجه نزد الله محبوب نيست . - صحابه - سوال نمودند: يا رسول الله ونه جهاد كردن در راه خدا ؟ فرمودند نه جهاد در راه خدا . مگر كسي كه با جان ومالش خارج شود - به جهاد رود- وباز نگردد . ونبي کريم صلى الله عليه وسلم به واسطه فضل و برکت اين ايام امت خويش راترغيب وتشويق بر انجام اعمال صالحه  در آن نموده ، زیرا این دهه دارای شرافت زماني است که همه مسلمانان در هرجا که باشند از آن مستفيض ميگردند، وشرافت مكاني أن خاص به حجاج بيت الله الحرام است .  كه درين ايام مناسك حج را درمني وعرفات وسرزمين مكه مكرمه به انجام مي رسانند  ، أبو عثمانَ النهديُ – رحمه الله – مي فرمايد: بزرگان دين وسلف صالح سه دهه را بزرگ مي شمردند:1- دهه اخير رمضان .2- دهه اول ذي الحجه.3- دهه اول محرم. لذا باید مسلمانان  اعمالی را انجام دهند که از فضایل این دهه بهره مند شوند که چند مورد از اعمالی که درسنت رسول معظم اسلام بر آن تأ کید گردیده بیان می گردد.

1- روزه:

براي مسلمانان سنت است كه نه روزاول ذی الحجه را روزه بگيرند زیرا روزه از جمله افضل ترين اعمال صالحه است . زيرا آن حضرت صلي الله عليه وسلم بنا برحديثي كه احمد روايت ميكند روز عاشورا ونه روزاول ازماه ذي الحجه و ازهر ماه روزهاي (13-14-15) را روزه مي گرفتند.

2- تكبيرُ تهليلُ وتحميد:

مردان به آواز بلند وزنان با صدای آهسته تکبير وتهليل بگويند زيراعبد الله ابن عمر– رضي الله عنهما – از رسول معظم اسلام صلى الله عليه وسلم روايت می کند . که فرمودند: هيچ روزي بزرگتر در نزد الله تعالي ونه هم محبوب تركه در آن اعمال صالحه انجام شود ازين روز هاي ده گانه نيست  پس درين ايام تهليل( لا إله إلا الله ) وتكبير( الله اكبر) وتحميد( الحمدلله) زياد بگوييد. أخرجه أحمد والطبراني  امام بخاري – رحمه الله – مي فرمايد : حضرت عمر فاروق رضي الله عنه  درا ين ايام زير خيمه خود  د رمنطقه منی  شهر مکه معظمه تکبير می گفت وصدای شان را  اهل مسجد می شنيدند وتکبيرميگفتند واهل بازار نيز با شنيدن صدای تکبير شان تکبيرميگفتند که منی به خود ميپيچيد ومی لرزيد. وعبدالله ابن عمرَ رضي الله عنهما در همين ايام   د ر مني  بعد از نمازها ودرمجلس وخيمه ودر مسير راه تكبير ميگفت .  وابنُ عمرَ وأبو هريرةَ – رضي الله عنهما – درين ايام به بازار ها بيرون ميشدند  وتكبير مي گفتند ومردم هم باايشان هم صدا شده  تكبير مي گفتند . وگفتن تكبيردرين ايام  به دو نوع است : مطلق ومقيد  مطلق أنست كه در همه  اوقات ازاول دهه ذي الحجه تا اخير ايام تشريق گفته شود ومقيد آنست كه فقط بعد ازنماز هاي فرض از صبح روز عرفه (نهم ذی الحجه) به مدت بيست سه نماز تابعد از عصر روز سيزدهم گفته مي شود ومشروعيت آن به اجماع  وفعل صحابه رضي الله عنهم ، ثابت شده است كه به عبارت: الله أكبر، الله أكبر، لا إله إلا الله ، والله أكبر ، الله أكبر، ولله الحمد . گفته شود.

3-  قربانی :

وقرباني بر شخصي كه استطاعت دارد واجب است . حضرت أَنَسٍ رضي الله عنه در حديث متفق عليه مي فرمايد : كه نبی کریم صلی الله علیه وسلم دو قوچ سیاه وسفید وشاخ دا ر را درحالیکه بسم الله الله اکبرمی گفتند وپای شان بالای روی آنها گذاشتند ،ذبح نمودند . مسلمان بايد بر انجام اين سنت نبي اكرم صلي الله عليه وسلم حريص باشد زيرا امتثال  امر الهي  وسنت ابراهيم خليل واقتداء به نبي كريم صلى الله عليه وسلم و توسعه بر اهل وعيال و كمك به فقرا ومساكين  در ايام عيد است .       

 4- انجام اعمال صالحه به طور عموم:

أنجام كارهاي شايسته در نزد الله  در هرزمان ومكان دوست داشتني است  ودر اين ايام مبارکه تأكيد بيشتري شده است چنانجه رسول معظم اسلام صلى الله عليه وسلم  مي فرمايند: اعمال صالحه فضيلت بيشتري درين ايام دارد وثواب آن زیاد است لذا برهر فرد مسلمان  لازم است  كه وقت خود ا درين ايام به عباد ت ، قرائت قرآن، ذكر، دعاء، صدقة، نيكو كاري به والدين، صله رحم، أمر به معروف ونهي از منكر، مطالعه كتب اسلامي  وديگر راهای خير صرف نمايد.  واز جمله بهترين اعمال نيك نماز است كه اداي آن  در اول وقت وبه جماعت سنت مؤكده بوده، ونسبت به تنها خواندن بيست وهفت درجه برتري دارد وعبدالله ابنِ مسعود رضي الله عنه مي فرماید: گفتم يا رسول الله،  انجام كدام أعمال أفضل وثواب بيشتري را دارا است ؟ فرمودند: اداي نماز بر وقت آن. گفتم بعد از أن فرمودند: نيكو كاري بر پدر ومادر. گفتم بعد از آن فرمودند جهاد در راه خدا .  واز ثوبان- رضي الله عنه- روايت است كه شنيدم كه رسول الله صلى الله عليه وسلم مي فرمودند:  برتو است كه سجده برالله زياد بنمايي  تو براي خدا سجده نمي نمايي مگر اينكه بواسطه آن خدا يك درجه برمقام تو افزوده ويك خطيئه را از تو عفو مي نمايد . 

5- روز عرفة :

عرفه از بزركترين وبا فضيلت ترين روزهاي اين دهه است زيرا روز مغفرت  وبخشش گناهان  وروز عيد براي اهل عرفات است وروز اكمال دين واتمام نعمت الهي بر اين امت است كه به ديگرديني احتياج ندارند. زیرا الله جل جلاله اسلام را آخرين دين قرار داده است وغير آنرا ازكسي به عنوان دين نمي پذيرد.  در حدیث متفق علیه آمده که برای  حضرت عمر – رضي الله عنه –   مردى يهودي گفت در كتاب شما آيه است كه شما آنرا مي خوانيد اكر در دين يهود مي بود ما آنروز را را عيد مي گرفتيم. پرسان نمودند كه كدام آيه است گفت:آيه (( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْأِسْلامَ دِيناً )) (سوره مائدة آيه 3)  حضرت عمر فرمودند: ما آنروز را مي شناسيم ومكانيكه اين آيه بر نبي كريم صلي الله عليه وسلم نازل شد بیاد داريم كه روز عرفه وجمعه بود . ودر روايت ديگري آمده كه در روز جمعه وعرفه نازل گرديد وآن دو روز را هميشه عيد داريم. و مسلم ازحضرت عائشة رضي الله عنها روايت مي نمايد كه رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند : هيج روزي نيست كه بيشتر ازروزعرفه بنده ها از آتش جهنم آزاد شوند وخدا وند جل جلاله بر ملايكه مباهات مي نمايد ومي گويد اينها چه مي خواهند؟ وابن عبد البر ميگويد كه اين دلالت بر عفو  ومغفرت مي كند زيرا به اهل گناه خدا مبا هات نمي نمايد مگر بعدا ز توبه ومغفرت  ودرحديثي كه روايت أحمد وابن خزيمة بسند صحيح از أبي هريرة – رضي الله عنه – است رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند : بدرستيكه الله جل جلاله بواسطه اهل عرفات بر اهل آسمان مبا هات مي ورزد وبراي شان ميگويد ببينيد  بند ه گا نم را كه باموهاي جوليده وگرد آلود به نزد من آمدند واين حديث دليلي بر فضيلت روز عرفه است . وروزه گرفتن روز عرفه برای مسلمانان سنت ا ست وبه  روايت مسلم، رسول كريم صلي الله عليه السلام اين روز را  در ميان  دهه مزيت خاص داده وفرمودند: روزه روز عرفه وسيله عفو گناهان سال كذشته وسال أينده مي باشد و روزه گرفتن  روز عرفه به غيراز حجاج بيت الله الحرام سنت مي باشد چون رسول الله صلي الله عليه وسلم روز عرفه، در عرفات روزه نداشتند  وديگر اينكه حاجی با توانایی بيشتري با خدا را ز ونيازنمايد. ودعا در عرفات نسبت به ديكراعمال صالحه مزيت بيشتري دارد زيرا رسول كريم صلي الله عليه وسلم مي فرمايند: بهترين دعا دعاي روز عرفه است وبهترين دعاي كه من وانبيا ما قبل من دعا نمودند اين است: ((لا إله إلا الله وحده لا شريك  له الملك وله الحمد وهو على كل شيء قدير )). رواه مالك والترمذي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/09/05ساعت 1:50 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  | 

اولی الامر

 

 يقول الله عز وجل في كتاب العزيز: سبحانه وتعالى  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ

 وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ [آل عمران:102] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست

پروا كنيد و زينهار جز مسلمان نميريد. يقول تبارك وتعالى: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوْا

الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ [الحج:41] همان كسانى كه چون در زمين به آنان

 توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند

باز مى‏دارند و فرجام همه كارها از آن خداست.

 

دین مقدس اسلام  حفاظت  از مقدسات دینی  وایجاد نظامی که  بتواند 

 نظام قاتونمداری دینی را  د رجامعه  به وجود بیاورد ، وظیفه همکانی برای

 امت قرار داده است  اما   زمانیکه کم توجهی به اطاعات از فرامین اسلام

 صورت بگیرد  جامعه در همه ابعادخود دچار هرحج ومرج شده وشالوده

 قونونمداری ازهم کسیخته وسبب بروز انواع مشکلات  در جامعه می شود

 چنانچه در هفته گذشته باتوجه به حدیثی که از رسول الله صلی الله علیه

 وسلم  مطرح گردید . ودرین هفته به این مطلب می پردازیم  که مسئول

 کیست؟ وجواب این سوال راباحدیثی از پیامبر اسلام ورهبر ی که رحمت

 للعا لمین اند باهم مطرح می نماییم: عن ابن عمر رضي الله عنهما قال:

((سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول: (كلكم راعٍ وكلكم مسئول

 عن رعيته، الإمام راعٍ ومسئول عن رعيته، والرجل راعٍ في أهله ومسئول

 عن رعيته، والمرأة راعية في بيت زوجها ومسئولة عن رعيتها والخادم راعٍ

 في مال سيده ومسئول عن رعيته، وكلكم راعٍ ومسئول عن رعيته). متفق

 عليه  رسول خدا در فرموده خود اول مسئولیت را به عموم نسبت داده  وی

 فمه  همه شما نسبت به به زیر دستان خود مسئول می باشید  وبعد از آن

 افراد رابه مسئولیت شان  متوجه می سازند . اول امام ورهبر جامعه

 

 وسپس مرد را  وبعداز آن زن را وبعد ازآن خادمین را  وقتی انسان متوجه

 اندکی توجه نماید   متوجه مسئولیت  خود  می گرد د  چون رسول معظم

 

 اسلام این امر به دوش آن گذاسته است . واز همه  مسئولیت  امام بیشتر

 بوده وهست  وامام است  که شر یعت اسلا م  طاعت مشروع اورا بر

 پیروان خود بعد از اطاعت خداورسول  لازم وفرض قرار داده است . لذا اولین

 حق امام بر مردم اطاعت ودومین حق آن بذل نصیحت وخیر اندیشی

 وسومین حق آن  همکار ی وبدی یادنکردن آن است  ومردم  مسلمان ما تا

 حدوی که توان داشتند وظیفه  خود را انجام دادند   .امامسئولیت که امام

 دارد وحقوقی که مردم به دوش آن دارند عبارت است:

 1- جلب منافع

 2-دفع ضرر در دین ودنیا

 3- دوری از خیانت

  واین سه امر مهم  با انجام دادن سه مهم دیگر به وجود به وجود خواهد آمد:

 1- امام  در پیشبرد امور نظام خودافرادمتعهد به دین ومتخصص را برگزینند

 2- مجالست مشوره آن بااهل تقوی وورع  ودلسوز باشد .

 3- دست افراد خائن وفاسق را گفته واجازه فعالیت برای شان را ندهد .

 سوال این جا است :که آیا ما در افغانستان وشهر خود چنین مسئولیت

 پذیری رامشاهده میکنیم یا خیر ؟  اگر هست به امید بهبودی اوضاع باشیم

 وامنیت هم خواهدآمد واگر نیست  برادران وخواهران عزیز بایدبه  راه برد

 وچاره اصلی فکر کرد . والله تبارک وتعالی می فرماید:وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ

 يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنْ الْمُنْكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمْ الْمُفْلِحُونَ

 [آل عمران:104] و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند

 و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند

 ورسول معظم اسلام صلوات الله وسلامه عليه می فرمایند: ((والله، لتأمرُنَّ

 بالمعروف ولتنهونَّ عن المنكر ولتأخذنَّ على يدِ الظالم ولتأطرُنَّه على الحقِّ

 أطرًا ولتقصُرنَّه على الحقِّ قصرًا أو ليضربنَّ الله بقلوبِ بعضكم على بعض، ثم

 ليلعننَّكم كما لعنهم)) أخرجه أبو داود والترمذي  قسم به الله حقیقتاامر به

 معروف نمایید واز منکرات یکدیگر را باز می دارید ودست ظالم رامی گیرید

 وآ نرامتوجه به حق می سازید  وآنرابر حق برابر می نمایید  واینکه خدا در

 میان شما اختلاف می اندازد. سپس شما را مثل یهودونصاری از رحمت خوددور می گرداند. لذا

 بزرکترینوسیله نجات نظام احتساب  وامر به معروف

 ونهی از منکر است در حالیکه منکرات به همه جا وهمه کس راموردتهدید

 قرارد اده وبرخانه یکایک من وشما به نحوی داخل شده است . وظیفه عمده

 به دوش امراء است واگر به مسئولیت خود توجه ننمایندو رسول معظم

 اسلام صلی الله علیه وسلم می فرمایند : (ما من عبد يسترعيه الله رعية

 يموت يوم يموت وهو غاش لرعيته إلا حرم الله عليه الجنة) رواه الشيخان

 عن معقل بن يسار رضي الله عنه.. هیچ بنده ای نیست که خدا برای او

 مسئولیت رعیت داری برایش می دهد و ان میمیرد روزیکه اجلش میرسد 

 ودرحالیکه به رعیت خود خیانت نموده است مگر اینکه الله بهشت را بروی

 حرام گردانیده است. ودرحدیث دیگری که امام مسلم روایت مکند حضرت

 عوف بن مالک رضی الله عنه  می فرماید: که از رسول خدا شنیدم که

 فرمودند: (خيار أئمتكم الذين تحبونهم ويحبونكم، وتصلون عليهم ويصلون

 عليكم - أي تدعون لهم ويدعون لكم - وشرار أئمتكم الذين تبغضونهم

 ويبغضونكم، وتلعنونهم ويلعنونكم).. بهترین رهبران شماکسانیه هستند که

 شما ایشان رادوستدارید وآنها شمار ادوستد دارند. بدترین رهبران شما

 کسانی هستند  که شما از ایشان بد می بریدوایشان از شما ...لذا

 نهمترین وظیفه رهبر در جامه ایجاد قانون مداری شرعی وایامی است. زیرا

 الله تبارک وتعالی نی فرماید: الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوْا

 الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنْ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ [الحج:41] همان

 كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مى‏دارند و زكات

 مى‏دهند و به كارهاى پسنديده وامى‏دارند و از كارهاى ناپسند باز مى‏دارند

 و فرجام همه كارها از آن خداست .

استغفرالله لی ولکم انه هو الغفور الرحیم الله اصلح ولاة امور المسلمین.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/08/25ساعت 4:45 بعد از ظهر  توسط فريد احمد فيض محمدي  |